تبليغاتX
حرف های ته دل
می خواهیم حرف های دلمون رو بزنیم.
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


حرف های ته دل










اشك هايمان را ثبت كرديم بر كاغذهاي تنهايي . قلم و كاغذ تنها بازماندگانند.تنها کسانی هستند که ماندند و باقی رفتند. کاغذ ماند سیاه شود تا همرنگ جماعت باشد و قلم هم ماند تا با آن اسم شبمان را بنویسیم تا او هم به واسطه دانستن رازمان عمر جاودان یابد و به دروغ نامش را خواهیم گذاشت یادگاری.

 

هزاران بار کم است؛ همیشه صدایش کردیم. صدایی که بلند ترین فریاد بود اما در اوج سکوت.فریادی در وجود؛ در دل! آن که باید بشنود می شنود. اما فریاد ما با هراسی همراه است. هراس نه از روی نشنیدن؛ هراس از کر شدن مصلحتی و گناه را به گردن زمانه انداختن و در این راه هیچ گاه از مردم زمانه هم نترسیدیم.

 

"دیشب که نبود؛هزار شب بود..." او هیچ گاه برای ما نبود. او هیچ گاه پیش ما نبود.نه! او برای ما بود ؛ اما هیچ گاه نبود. ديگر سكوت ما را ديوانه نميكند چون ساليان پيش ديوانه گشتيم و دیگر دیوانه تر از ما وجود ندارد. حال سکوت است که دیوانه می شود. قبلا به عنوان جمله اي زیبا خوانده بودیم که "در فراقش اشک نمیریزم چون اشکهایم را در راه وصالش تمام کردم" امشب این جمله را حس کردیم؛ این قانون را. و امشب گریستم اما بی اشک! به اندازه تمام عمر!

 

عشقمان را به چه کسی نثار کنیم؟ قلبمان را به چه کسی هدیه کنیم؟ بی شک دیگر به تشنگان نمی توان اعتماد کرد. تشنگان روزی سیراب می شوند.این بار نوبت لایقان است.آن که لیاقت عشقمان را دارد! او سزاوار است.

 

آرامش را چه معنا كنیم ؟ در کنارش باشیم یا به یادش باشیم و یا با خاطراتش زنده باشیم ! شاید بتوان معنای زیباتری را یافت! آرامش را در آسایش او معنا کنیم و در آرامش او جستجو کنیم و آن گاه دیگر می دانیم که چگونه طاقت بیاوریم!

 

اما امشب دلتنگ تر از همیشه ایم! زمزمه کردن نامش تسلای روحمان است و خواستنش از خدا آرزوی دل. چشم به راه داریم تا شاید قاصدک در راه باشد! گوش هایمان امیدشان به قاصدک است! امشب دیگر کاغذ و قلم هم نمی دانند چه می گوییم و چه می خواهیم ! فقط او میداند و خدایش!

از خدا خواستیم تا با چشمانی باز از دنیارویم تا اگر او هم ندانست؛ دنیا بداند تا آخرین لحظه چشم انتظارش بودیم و امیدمان به آمدنش بود و در آخرین لحظه که در گور گذاشتنمان نگاهمان به آسمان خواهد بود تا آسمان هم گواه بر این حقیقت باشد.و امشب از خدا او را تمنا خواهیم کرد. متاع و دولت به چه کارمان آید.امشب از خدا او را طلب خواهیم کرد! سلامتیش را، سعادتش را و طلوعش را!

 

در دل با خود گفتیم که همیشه به او وفادار خواهیم ماند و دیگر خواب به چشم ما آمد! ولی افسوس که ادامه شب را بیدار نماندیم تا بشنویم صدایی که از آن سوی شهر آمد. صدایی که این گونه خدایش را خواند:"خدایا! من چگونه بدون او طاقت بیاورم! چگونه؟ چگونه بدون او زنده بمانم چگونه؟ خدایا دلم برای او تنگ است! فقط تو میدانی !"

 MARKZ

                   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 12:51  توسط پسرای بد  | 


از ترس این نامحرما

اسمتم من نمی آرم

روی زبونم دیگه

واست ترانه ندارم

آخه میترسم از اینا

شاید یه روزی فهمیدن

اون وقت بین من تو گل

دیوار سنگی کشیدن

بذار این عشق من و تو

توی دل من بمونه

عشق من و تو قصه شه

واسه همیشه بمونه

بذار که عشق من و تو

یه راز باقی بمونه

آخر قصه یه جوری

راوی بهم میرسونه

 

ترانه سرا: علیرضا ذراتی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 21:4  توسط نقشینه  | 


دقایق رو به پایانند و ثانیه ها نفس های آخر را میکشند

 و من .......

هنوز در انتظارم

منتظر آنکه با آمدنش زندگی دوباره یافتم و با رفتنش.......

هستیم به تاراج رفت

و من......

مردم

برای آغاز سفر طولانیم تا ابدیت

برای رفتنم تا اوج.....تا آنجا که خاطراتم به فراموشی سپرده شود....و روح خسته ام از کالبد جسم رها گردد.........

تنها آرزویم.....دیدن اوست و بس

و من.....

آرزو به دل خواهم رفت.......خواهم مرد.....

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 11:23  توسط takta  | 


 

در كافي‌نت‌ها عده‌اي براي نخستين بار با مذهب آشنا مي‌شوند

 و در حالي كه ميليون‌ها نفر از رفتن به كليسا سر باز مي‌زنند، راه‌هاي جديدي را براي عبادت كشف مي‌كنند!

 

 

تعداد صفحات اينترنتي مربوط به الهيات، مذهب و كليسا از چهارده ميليون در سال 1999 به دويست ميليون در سال 2004 افزايش يافته است.


«بلاجي» هندو، در پيروي از سنت قديمي هنديان، 108 بار نام «ويشنو» را بر زبان مي‌آورد تا سلامتي،

ثروت و آينده خوب را طلب كند،

 البته نه براي خود براي يك مهاجر هندي ساكن لندن كه دعاي مربوطه را با كارت اعتباري خود از يك

وب‌سايت هندي خريده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتن پست»، در حال حاضر، :

اينترنت به مركزي براي عبادات مذهبي ميليون‌ها نفر در سراسر جهان تبديل شده است.

مسيحيان، مسلمانان، هندوها، يهوديان، بوداييان، سيك‌ها و ديگر مؤمنان به آيين‌هاي متفاوت،

 به طور منظم براي عبادت و تفكر به وب‌سايت‌هاي اينترنتي مراجعه مي‌كنند

 و در اتاق‌ها و معابد مجازي كه به طور گرافيكي شبيه همتايان واقعي آنها طراحي شده‌اند،

 تجمع مي‌كنند. برخي سايت‌ها مراسمي از تعميد تا گرويدن به يهوديت نيز ارايه مي‌دهند.



براي بسياري از مؤمنان اينترنتي، زندگاني آنلاين مذهبي در خانه يا كافي‌نت‌ها، جايگزين حضور در كليساها،‌ معابد، مساجد و عبادتگاه‌هاي سنتي شده است.

عده‌اي براي نخستين بار است كه با مذهب آشنا مي‌شوند و در حالي كه ميليون‌ها نفر از رفتن به كليسا سر باز مي‌زنند، راه‌هاي جديدي را براي عبادت كشف مي‌كنند.

«مورتن هوسگارد»، نويسنده دانماركي، كه تحقيقات بسياري در مورد اديان اينترنتي داشته است، مي‌گويد: «نخستين موج مذهب اينترنتي در سال‌هاي دهه 1990 به وجود آمد و هم‌اكنون بازتابي واقعي از جامعه دارد».

وي مي‌گويد:

 تعداد صفحات اينترنتي مربوط به الهيات، مذهب و كليسا از چهارده ميليون در سال 1999 به دويست ميليون در سال 2004 افزايش يافته است.

 



اين گسترش اينترنتي مذهبي، در حالي رخ مي‌دهد كه مردم، به ويژه جوانان با پرسش‌هاي بسياري درباره تأسيسات سنتي روبه‌رو شده‌اند.

«هوسگارد» مي‌گويد: بسياري به مذهب علاقه‌مندند، اما خواستار آزادي به سبك عبادت خود هستند.

هند با 1/1 ميليارد نفر جمعيت و اشتهاي زياد به تكنولوژي، در بحث مذهب اينترنتي پيشروست.

هندوهايي كه در آمريكا يا اروپا هستند با اينترنت به تماشاي فيلم‌هاي مراسم دعاي صبحگاهي در معابد شهر خود مي‌پردازند.

 سيك‌ها عبادات كشمير را نگاه مي‌كنند و مسلمانان برنامه اوقات شرعي و تلاوت آيات قرآن را ذخيره مي‌كنند.

در اين ميان، سايت‌هاي هندي، بيشترين مخاطبان را دارند كه معروف‌ترين آنها داراي حدود صد هزار بيننده در سال و دويست هزار سفارش دعا در ماه است.

اين سايت‌ها به علت اهداف خاص مذهبي مخاطبان خود، از قرار گرفتن تبليغات بر سايت‌هايشان خودداري مي‌كند

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 12:13  توسط همراز  | 


یکی از خانوم های فامیل ما همیشه می گه:"هرچیزی که توی بازار میاد خوبه و به هر حال به یه دردی می خوره." پس به خوبی می تونید تصور کنید که ایشون همیشه توی بازارها در حال قدم زدنه!

راستش اوایل که مبایل اومده بود مثل امروز نبود که همه داشته باشن و فقط مایه دارا داشتن.درست و غلطش بماند.امروز که دیگه مبایل فراگیر شده و هرکی از راه میرسه به قول اون راننده تاکسی "یکی دستشه" . پسر دایی من که کلاس پنجم ابتداییه مبایل داره!که البته این جوری دیگه اصلا خوب نیست.وقتی امسال به دبیرستان سابقم سر زدم دیدم دیگه اکثر بچه های دبیرستانی هم مبایل دارن. اما من میگم مبایل بهترین اختراع یشریته! حتی مهم تر از آتش و چرخ و حتی بمب اتمی ! میگین نه؟! اما من میگم آره.

                                     

آدم وقتی یه دوستی مثل ......- خودش می دونه کی رو می گم – داشته باشه که هیچ وقت سر قراراش نمی یاد یا اگر هم بیاد با حداقل نیم ساعت تاخیر میاد می فهمیدید اون موقع مبایل بهترین وسیله است که بهتون زنگ بزنه و بگه امروز اصلا نمیام!!!

 

مبایل بهترین وسیله است برای بعضی از مهمونی ها!وقتی حوصله ات به هیچ کس نمیرسه و مجبوری که این مهمونی رو بری! میری اونجا میشینی و با مبایلت بازی می کنی.تازه اگه از قبض آخر ماه هم نمی ترسی توی اون مواقع SMSبازی خیلی حال میده و من پیشنهاد میکنم.

 

مبایل بهترین وسیله ارتباطی با افرادیه که قراره بابا و مامان از وجودشون مطلع نشن! که البته اصلا از این خدمات مبایل استفاده نکنید.آخه یکی از دوستام گوشیش زنگ زد.توی  WCبود.به من گفت جواب بده.دیدم روی مبایل افتاده محمد امین من جواب دادم و تا گفتم سلام! محمد امین گفت سلام عزیزم و بعد فورا قطع کرد. فقط من نفهمیدم چرا صدای این محمد امین انقدر نازک بود....راستی بعدش که به دوستم گفتم چی شده سرخ شد بعد مبایلشو برداشت و رفت یه نیم ساعتی با محمد امین صحبت کرد.....آخه به من چه محمد امین کیه!

 

از دیگر خدمات مبایل که البته مال اولین روز خریدن مبایلتونه اینه که SMS عا شقانه به دوستتون بزنید و هرچی اون هم زنگ زد جواب ندید و با چند تا پیام دیگه مجبورش کنید به SMS بازی. اون موقع است که می فهمی  دوستت چه جور آدمیه! و در اکثر مواقع می فهمی که واقعا این دوستت عجب شاعری هست و تو خبر نداشتی! این کار رو می تونید در مورد دوستانی که شماره شما رو هم ندارند انجام بدید.

 

از خدمات دیگه مبایل که البته به نوع گوشی بر میگرده اینه که وقتی سر کلاس استاد داره درس میده وتو هم حوصله ات نمیرسه گوش کنی می تونی با یه نفر دیگه که مثل تو حوصله اش نمی رسه بولتوس بازی کنی! فقط حالا که من این کار رو یادتون دادم به احترام من از فرستادن اون فایل های بد بد به همدیگه خودداری کنید و در ضمن حواستون باشه مبایاتون هک نشه !

خلاصه مبایل خیلی فواید دیگه داره که بماند.فقط دیگه فهمیدین که مبایل مهمترین و بهترین اختراع بشریته! حالا اگه شما فایده ای دیگه سراغ دارین بفرمایید...که ما از اون فایده هم بهره ببریم.

MARKZ

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 18:11  توسط پسرای بد  | 


سلام! اولا می دونم که بعضی از رفقا با دیدن این پست شکه میشن.آخه من اصلا اهل فوتبال نیستم.آخرین باری که فوتبال بازی کردم تقریبا 4ساله پیشه!

امروز اگه پیروزی بازی رو می برد الان اینجا نقشینه پست تبریک گذاشته بود اما حالا جاش من پست گذاشتم . خیلی ناراحتی میتونی نخونی ها ؟ خب بریم سر اصل مطلب.

قدیما یادمه وقتی بازی مساوی می شد می گفتند مثلا1-1به نفع داور.نمی دونم حالا چی میگن؟ بازی امروز هم که من فقط 3 دقیقه آخرش رو اون هم از روی اجبار دیدم ظاهرا از این قانون مستثنا نبوده. اما این بازی یه نتیجه دیگه هم داره! از یه دید دل کلی آدم میشکنه که چرا تیمه محبوبش نبرده مثل همین "نقشینه" ی خودمون ! اما یه دید دیگه میگه خیلی چیزهای دیگه نا بود میشه.

همیشه توی ورزشگاه های ما فرهنگ ایرانی در شعارها تماشاگر نماها جلوه می کنه! مدل مو و ریش فردای جوان ها توی همین مستطیل سبز نشون داده میشه! صفحه و تیتر اول مهمترین جراید فردا صیح همین جا بسته میشه !و...و....و... .

خب این وسط هم یه عده سود می برند .سود اونها از حتی خود تیم ها بیشتره! روزنامه ها ی ورزشی که فروششون از چند روز قبل و بعد از این بازی چند برابره.شاید الان خیلی دلخورن که چرا این بازی توی عید بوده! صدا و سیما هم که با تبلیغاتش بماند.راستی یه نفر دیگه هم سود میکنه.اون پسر بچه های فقیری که توی ورزشگاه تخمه به ما میفروشند! اونم سود میکنه!

توی یه مقاله که توسط یه زن که به صورت قاچاقی وارد ورزشگاه شده بود یه مطلب جالب خوندم . نوشته بود اون استادیوم و مستطیل سبز  از تلویزیون خیلی قشنگه اما توی اون خیلی زشته!

من که همیشه دلم میسوزه! این فوتبالیست ها دیگه هیچی براشون اهمیت نداره! نه رنگ لباس و نه حتی ملیت! اونها فقط پول رو میشناسند.وقتی قرارداد های میلیونی این آقایون رو برای یک سال با حقوق معلم ها در سی سال مقایسه میکنیم باز هم قرار داد این آقایون بیشتره! حالا که نگاه می کنی و می بینی اکثر این تیم ها بودجه دولتی دارن.هر کدوم یه جوری به وسیله یه کارخانه یا نهاد که مستقیم یا غیر مستقیم به دولت وصله تامین میشن . قرار داد های میلیاردی مربیان خارجی و بازیکنانی که هیچ کس تا حالا اسمشون رو نشنیده ؛ همه از پول دولته.همه از پول ملته! وقتشه یه جوره دیگه به ورزش نگاه کنیم .حالا که دیگه از ورزش پهلوانی خبری نیست و شده ورزش قهرمانی سعی کنیم این نوع ورزش یه کمی بازده اقتصادی هم داشته باشه.  

 نتیجه این بازی رو من اینجوری می دونم 1 بر صفر. نمیدونم کی برنده میشه. کاری هم ندارم اما می دونم بازنده این بازی ملته!

MARKZ

                          

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 22:50  توسط پسرای بد  | 


 

 

 

 

جهنم و كافران در قيامت قيامت برپا مي‌شود و آنگاه كه جهنم،

كافران منكر قيامت را از مكاني بعيد ديد كافران زبانه‌هاي آتش را مي‌شنوند كه از فرط خشم ،

بانكي خشمناك بر آنان مي‌زند و چون كافران در آن جهنم

 و دوزخ به مكاني تنگ و سخت انداخته شوند

از تنگي دوزخ به هم بسته و كيپ شوند و در آن وضعيت

 بر خود هلاكت و نفرين بخوانند و حق تعالي از آن هنگام خبر مي‌دهد

كه اي كافران امروز يك ثبور مخوانيد بلكه ثبور (هلاكت و نفرين) زياد بر خود بخوانيد

در خبر آمده است اولين كسي كه جامه آتش مي‌پوشد و به جهنم كشانده مي‌شود شيطان است

و كافران و فريب‌خوردگان به تبع او به جهنم افكنده مي‌شوند.

بهشت، وعده‌گاه مومنان و تو اي پيامبر به كسانيكه تو را

به‌خاطر فقر مادي سرزنش مي‌كنند

بگو آيا اين بوستان‌هاي دنيا بهتر است يا بهشت جاوداني

 كه پرهيزكاران به آن وعده داده شدند؟

بپرسش روز قيامت پيامبر (ص) ياد كن روزي را كه ما مشركان و آنچه را كه آنان آن را به‌جز خدا مي‌پرسيدند محشور مي‌كنيم

پس به ايشان بگويدآيا شما بندگان مرا گمراه كرديد يا اين‌كه آنان راه راست را گم كرده‌اند؟

اشخاص يا اشيايي كه مورد عبادت واقع شدند خطاب به خداي بزرگ

 مي‌گويند خداوند پاك و منزه است و سزاوار ما نيست

اين‌كه غير از شما اوليايي اخذ كنيم، ليكن شما آنها و پدرانشان را به

نعمت‌هاي بي‌‌شماري روزي داديد تا اين‌كه آنها ياد تو را فراموش كردند

و از قوم بور (هلاكت شدگان) شدند.

سپس خداوند به كافران خطاب و التفات مي‌كند و مي‌فرمايد:

خدايانتان شما را به آنچه مي‌گوييد تكذيب كردند و آنها نمي‌توانند

از شما عذاب را دفع كنند و شما را ياري كنند.

و هر كسي از شما كه ستم در دنيا كند عذاب بزرگي در آخرت به آنها

 بچشانيم و بزرگ‌ترين ستمي كه بشر در دنيا مرتكب مي‌‌شود

ستم شرك و نفي نقش اراده خداي بزرگ در چگونه زيستن انسان در دنيا است.

مثالي ديگر

از انبياي گذشته اي پيامبر (ص) ما قبل از تو رسولاني را فرستاديم كه

 همانند ساير انسان‌ها غذا مي‌خوردند و در بازارها راه مي‌رفتند

پس اين تنها پيامبر اسلام (ص) نبود كه همانند انسان‌هاي عادي عمل

 مي‌كرد بلكه پيامبران گذشته و قبل از او نيز همينطور عمل مي‌كردند

سپس خداوند مي‌فرمايد ما بعضي از شما را براي بعضي ديگر وسيله

 آزمايش دينداري‌تان قرار داديم تا ببينيم شما در برابر سختيها بر دينتان استوار هستيد

و پرورگار تو نسبت به همه امور بصير و داناست.

پس خداوند، پيامبران را در طول تاريخ از بين مردم برگزيد تا همانند

آنها تغذيه و زندگي كنند

و همين مسئله موجب آزمايش مردم در پذيرش نبوت بود تا با پذيرش نبوت

 به توحيد و معاد كه هنگام حشر در محضر الهي است ايمان بياورند

 


منبعwww.dostan.net :

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 22:13  توسط همراز  | 


بنام خالق زيباييها

صبا به تهنيت پير مي‌فروش آمد

كه موسم عطرومي ‌وناز و نوش آمد

فرا رسيدن عيد باستاني نوروز و بهار طبيعت را به همه دوستان

تبريك مي‌گويم 

 

مي نويسم باز در زماني که تنها تر از زمانه تنهايي است و بر خطوطي که زبانشان را در ترکي از بي عاطفگي از دست داده اند. کاش در زمانه تلخمان، که وفا بي معني است مي توانستيم عشقي داشته باشيم پر از شرم.

چقدر راحت بر پيشاني ام خيانت را اين تنها گناه کبيره را مي چسباند آنکه بيش از ديگران دوستش مي دارم و چقدر ساده جدايي را اين تنها خلوتگه جهنمي را به من ارزاني ميدارد و راحت تر از همه از عقل، آن چيز که در عشق حل مي شود سخن به ميان مي آورد و از ترس تنهايي، تنهايم مي گذارد و زمانه، زمانه کثيفي است نازنينم را بر خطوطي مي نويسد که برايش از عشق مي نويسم.


لبانم گرماي لبانش را در هوايي سرد و بي روح مي جويند که هيچ وفايي در آن نيست و نگاهم با قطره هاي اشک در شبي پر اضطراب نگاهش را مي جويند و هيچ جز چند ستاره بي فروغ در افق نمي يابند.

حيف که در کشور گفتار نيک، ديگر نبايد از راستي سخن به ميان آورد و راستگويان دروغگويي بيش نيستند و دروغگويان موهبت هاي الهي براي اهل زمين و تنها ننگي براي آنان که راست مي گويند و تنها تنهايي ارمغاني از بهشت عشق براي آنان که عشق مي ورزند و ايمان به قدرت عاشقي دارند. عشق را بايد در کتابها جست،آنجا که ديگر دست دروغگوي نويسنده مي نويسد دروغي از راستي و درستي و ديگر نبايد حرفي از راستگويي به ميان آورد وگرنه تنهايي تنها ارمغان نيکي است


بر چشمانش نظر مي کنم هنگامي که از عشقش مي گويد، گويي فرسنگها و مايل ها از کنارم بدور است و تنها او را مي خواند. به لبانش مي نگرم، بيشرمانه به دنبال لبانش مي گردند وقتي از زمان تنهايي هاشان سخن مي گويد و تنها به ياد اوست و بيقراري هايش را مي بينم ،در زماني که با او تنهايم و نام او را مي خواند و نمي دانم که چه زمان اين سايه شوم از کنارم گذر خواهد کرد و خواهد رفت و نگارم را با خود خواهد برد، نمي دانم.

اشگهايم را مي نويسم بر کاغذ هاي تنهايي و فرياد مي زنم که چه سخت است در زير سايه ديگران به کسي عشق ورزيدن و چه سخت است در کنار کسي بودن که غرق در نامي است رفته و در انتظار بازگشتي که تنها مرا غرق خواهد کرد، چه سخت است، دوست داشتن، چه سخت!!!!!


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 19:27  توسط نقشینه  | 


سلام!خوبی شما؟ بدون هیچ توضیحی. بیاید برای امسال یه قار بگذاریم...

همین طور که مدل گوشی های مبایل میره و بالا و مبایل هم فراگیر تر میشه یه جورایی امنیت اجتماعی اومده زیر صفر و از طرف دیگه مبایل باعث پایین اومدن سطح فرهنگ شده. قدیما آدمای مایه دار مبایل داشتن. کم کم که مبایل زیاد شد جوون ها به خرید مبایل تمایل پیدا کردن اما جدیدا پیرمردها هم به خرید مبایل رو  آوردن و متاسفانه جدیدا پدر و مادرها برای کودکان دبستانی هم مبایل می خرند!

 از این مسائل هم بگذریم ....اما دیگه همه می دونیم روی مبایل ها چه خبره! با پسوند های کم حجم جدید و از آن سو کارت هایی با حافظه های بالا دست به دست هم دادن تا دیگه را حت بتونی خیلی چیزها رو مبایلت داشته باشی. این خیلی بده! الان هر جا پا میذاری می بینی چند تا جوون دارن با هم بولتوس بازی می کنند.چی رد و بدل میشه بماند.فیلم زهره  امتحان فرهنگی ای بود که اکثر مردم ایران توی اون رد شدن. جالبه یه جا خوندم فیلم زهره پرفروش ترین فیلم در تاریخ سینمای ایران بوده! یعنی 4 میلیارد تومان گردش سرمایه برای این فیلم صورت گرفته.

البته من مبایلم یه کم که چه عرض کنم خیلی در پیته و خدا رو شکر از این لحاظ ها ساپورت نمیشه!

اما بیاید امسال دو تا قرار بگذاریم.اگه این جور فایل ها روی مبایلمون هست اگر پاک هم نمی کنیم لا اقل به کسی نشون ندیم! دوم این که از زدن SMSهای اون جوری به دیگران هم خودداری کنیم!

سال خوبی رو براتون آرزو میکنم.

MARKZ

                                        

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 9:53  توسط پسرای بد  |